باغ فدک

باغ فدک، یا به عبارت دیگر دهکده فدک، سرزمین بسیار وسیع و حاصلخیزی در شمال مدینه با سرچشمه‌های بسیار زیاد بود که ملک یهودیان زمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود.

بعد از آنکه زور بازوی مسلمانان و شکست یهودیان به دست امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خیبر آشکار شد، یهودیان برای حفظ جانشان نزد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمدند و عرض کردند: «ای پیامبر، ما منطقه فدک را با تمام دارایی‌اش به شما می‌دهیم، به‌عوض جان ما سالم بماند.» پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) قبول کردند.
کتاب فدک، سید محمد باقر حسینی جلالی، ص ۱۱۸-۱۱۹
تفسیر فخر رازی، ج ۲۹، ص ۲۸۴
بحار الانوار، ج ۲۱، ص ۲۲-۲۳

طبق آیه قرآن کریم، هر چیزی که بدون جنگ و خونریزی به دست مسلمانان برسد، ملک طلق پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله می‌باشد. پس طبق سخن خداوند، فدک ملک پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله شد (الحشر ۶).

بعد از گذشت ایامی، از طرف خداوند آیه نازل شد: «ای پیامبر، حق ذی‌القربی را بده» (اسراء ۲۶ و روم ۳۸). پیامبر عرض کردند: «ذی‌القربی چه کسانی هستند و حق آن چیست؟»

دستور از طرف خداوند آمد که فدک را به فاطمه علیهاسلام ببخش. پس طبق دستور خداوند، فدک در زمان حیات پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به حضرت زهرا علیهاسلام واگذار شد. بی‌بی کارگزارانی در آن قرار داد و درآمد آن را در بین فقرا تقسیم می‌نمود.
کتاب فدک، سید محمد باقر حسینی جلالی، ص ۱۳۹-۱۴۹ به نقل از ۳۴ مصدر شیعه و سنی، و همچنین ص ۱۵۲

اما متأسفانه بعد از شهادت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، از جمله چیزهایی که از اهل‌بیتش غصب شد، فدک بود.

علت غصب آن بود که امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهماسلام پشتوانه مالی نداشته باشند و نتوانند علیه غاصبان قیام کنند.

مخالفین بهانه می‌آوردند که پیامبر ارث باقی نمی‌گذارد، حال آنکه این حرف خلاف قرآن است، چرا که پیامبران هم ارث می‌گذارند.

النمل

{ وَوَرِثَ سُلَيْمَانُ دَاوُودَ }

«و سلیمان وارث داوود شد» (سوره نمل، آیه ۱۶)

اما مطلبی مهم‌تر و دقیق‌تر این است که سرزمین پُر درآمد فدک در حقیقت هدیه و اعطا از جانب خداوند بود در زمان حیات پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله.

یعنی ملک شخصی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها بود قبل از شهادت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله.

حال این‌ها حق حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را غصب کردند تا نتواند کمک‌کار و یاری‌کننده‌ی امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه باشد. به روایت زیر توجه بفرمایید: در واقع خداوند به پیامبرش امر می‌کند که فدک را به حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها اعطا کند…

{ فَأَوْحَى اَللَّهُ إِلَيْهِ أَنِ اِدْفَعْ  فَدَكاً إِلَى فَاطِمَةَ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ فَدَعَاهَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ لَهَا يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اَللَّهَ أَمَرَنِي أَنْ أَدْفَعَ إِلَيْكِ فَدَكاً فَقَالَتْ قَدْ قَبِلْتُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مِنَ اَللَّهِ وَ مِنْكَ فَلَمْ يَزَلْ وُكَلاَؤُهَا فِيهَا حَيَاةَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ }

ابوبکر فرستاد دنبال علی (علیه‌السلام) تا بیعت کند. حضرت علی (علیه‌السلام) بیعت نکرد. عمر همراه با آتش به خانه‌ی حضرت علی (علیه‌السلام) رفت.

حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) نزد در آمد و گفت: «آیا می‌خواهی خانه‌ام را بسوزانی؟» گفت: «آری…»

انساب الأشراف، ۵۸۶/۱

{ أتى عمر بن الخطاب منزل عليّ وفيه طلحة والزبير ورجال من المهاجرين

فقال: والله لأحرقَنَّ عليكم أو لتخرجُنَّ إلى البيعة . }

عمر گفت: «و الله، یا شما را آتش می‌زنم، یا خارج می‌شوید و بیعت می‌کنید.»

تاریخ طبری، ۲۰۲/۳

{ لما جلس أبوبكر على المنبر، كان علي والزبير وناس من بني هاشم في بيت ،فاطمة، فجاء عمر إليهم فقال: والذي نفسي بيده لتخرجُنَّ إلى البيعة أو

لأحرقَنَّ البيت عليكم}

خدا به او وحی فرمود:
«فدک را به فاطمه بده.» پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فاطمه را خواست و به او فرمود:
«فاطمه! خدا به من امر فرموده که فدک را به تو دهم.»
فاطمه گفت: «یا رسول‌الله، من هم از شما و از خدا پذیرفتم.»
تا زمانی که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله زنده بود، وکلای فاطمه در فدک بودند، و زمانی که ابوبکر به حکومت رسید، وکلای او را از آنجا بیرون کرد.

الکافی، ج ۱، ص ۵۴۳