خاکسپاری
پس از آنکه امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه پیکر حضرت زهرا سلاماللهعلیها را غسل دادند، در خانه بر پیکر ایشان نماز خواندند:
«صلّی علیه فی دارها» (بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۹۰).
پس از آن، نیمههای شب آهستهآهسته جمعیتی که تعداد آنها به نقل کتاب خصال، ص ۳۶۱، هفت نفر بود، حضور پیدا کردند.
تابوت را بر دوش گرفتند و به سمت قبرستان حرکت کردند. اما امیرالمؤمنین علیهالسلام تنها بود، همراه با چند فرزند قد و نیمقد. محرمی نبود که به او کمک کند تا بدن را داخل قبر بگذارد. متحیر مانده بود که ناگهان دو دست، شبیه دستان پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، از داخل قبر بیرون آمد. امیرالمؤمنین علیهالسلام بدن حضرت زهرا سلاماللهعلیها را در آن دستان قرار داد. سپس صدا زدند: «یا رسولالله، ببین امت تو با تنها یادگار تو چه کردند. خودت از او بپرس که با او چه کردند.»
{ فلما أرادوا أن يدفنوها نودوا من بقعة من البقيع : «إليّ.. إليّ .. فقد رفع تربتها مني.. »، فنظروا فإذا هي بقبر محفور ، فحملوا السرير إليها ليدفنوها ، فخرجت يد فتناولتها .. }
المناقب ۳۶۵/۳
پس از خاکسپاری، امیرالمومنین علیهالسلام محل قبر حضرت زهرا سلاماللهعلیها را با قبور دیگر همسطح و یکسان کرد تا قبر حضرت زهرا سلاماللهعلیها مخفی بماند، تا کسانی که به او ظلم کردند، برایشان نماز نخوانند. این کار طبق خواسته و وصیت حضرت زهرا سلاماللهعلیها انجام شد.
{ سَوَّى قَبْرَهَا مَعَ اَلْأَرْضِ مُسْتَوِياً وَ قَالُوا سَوَّى حَوَالَيْهَا قُبُوراً مُزَوَّرَةً مِقْدَارَ سَبْعَةٍ حَتَّى لاَ يُعْرَفَ قَبْرُهَا.. }
المناقب ج ۳، ص ۳۶۳
اما بخوانید درد دل غریبانه و مظلومانهی امیرالمومنین علیهالسلام را بعد از خاکسپاری همسرشان:
«همانا امانتی که به من سپرده بودی به سوی تو بازگردانده شد و به صاحبش رسید و زهرا از من گرفته شد. پس آسمان و زمین چه زشت و نازیبا است. ای فرستاده خدا! از این پس اندوه من جاودانه و شبهایم به شبزندهداری میگذرد و اندوه همچنان در قلب من به سر میبرد تا آن روز که خداوند خانهای را که تو در آن ساکنی، برایم برگزیند. اندوهی شدید مرا فرا گرفته است که چون زخمی بر جانم نشسته و غمی است که درونم را برمیانگیزد. چه سریع میان ما جدایی انداخت، و من شکایت خود را به سوی خدا میبرم و به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امت تو چگونه برای ستمکاری بر من و بر علیه حق او در کنار هم جمع شدند. پس احوال ما را از فاطمه جویا شو.»
{ قَدِ اُسْتُرْجِعَتِ اَلْوَدِيعَةُ، وَ أُخِذَتِ اَلرَّهِينَةُ، وَ اُخْتُلِسَتِ اَلزَّهْرَاءُ ، فَمَا أَقْبَحَ اَلْخَضْرَاءَ وَ اَلْغَبْرَاءَ، يَا رَسُولَ اَللَّهِ ! أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ، وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ، لاَ يَبْرَحْ اَلْحُزْنُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اَللَّهُ لِي دَارَكَ اَلَّتِي فِيهَا أَنْتَ مُقِيمٌ، كَمَدٌ مُقَيِّحٌ، وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ، سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اَللَّهِ أَشْكُو، وَ سَتُنْبِئُكَ اِبْنَتُكَ بِتَظَاهُرِ أُمَّتِكَ عَلَيَّ وَ عَلَى هَضْمِهَا حَقَّهَا، فَاسْتَخْبِرْهَا اَلْحَالَ.. }
الأمالي (للطوسی) ج ۱، ص ۱۰۹