غدیر خم

(محکم ترین سند حقانیت شیعه واقعه غدیر..)

خورشید عالم تاب هستی در حال غروب کردن است واپسین روزهای عمر شریف خاتم الانبیاء صلی الله علیه واله است دنیای سیاه و تباهی را که تازه داشت از وجودش حیات و جانی تازه می گرفت قرار است به سوگ بنشاند

صحبت از وداع می کند ولی لحظه ای ازهدایت این مردم غافل نبوده و نیست سراسر عمر شریفش دغدغه هدایت داشت

غدیر خم
غرفه غدیر خم

از روز اول رسالت خویش فکر این روزهای اخر را میکرد نگران بود نکند این همه خون دل خوردن ها این همه شکنجه ها تحمل ناسزاها محاصره ها گرسنگی و مهاجرت و جنگ های یارانش بی ثمر شود و پس از او عنان وسرپرستی بهترین دین خدا به دست نااهلان و منافقین بیفتد.

یوم الدار از همان روز اول که یگانگی خدا و رسالت خویش را به خویشاوندان اعلام کرد از خلافت و امامت امیرالمومنین سلام الله علیه سخن گفت آری از همان روز اول…

میان خویشان گفت کدام یک ازشما به من ایمان می اورد و همراه من می شود در این راه ،تا هم برادرم باشد هم وصی و جانشین بعد ازمن ؟

کسی بلند نشد جز امیرالمومنین سلام الله علیه.

من با عقل و بزرگی تغذیه شده‌ام؛ امیدوارم از گرسنگی سیر شوم.

به صالحان و نیکان ملحق خواهم شد و به شفاعت، وارد بهشت می‌شوم.

سپس هرچه در سفره بود، برداشتند و همه را به مسکین دادند و خود، گرسنه خوابیدند. روز بعد نیز با اینکه جز آب ننوشیده بودند، روزه گرفتند.

 

آنگاه هرچه در سفره بود، به آن یتیم بخشیدند. سپس یک‌سوم دیگر پشم را ریسندگی کردند، یک صاع باقی‌مانده از جو را آسیاب نمودند، خمیر ساختند و پنج قرص نان تهیه کردند؛ برای هرکدام یک قرص.

 

حضرت علی علیه‌السلام نماز مغرب را با پیامبر صلّى‌الله‌علیه‌وآله به‌جا آورد و سپس به خانه بازگشت. سفره افطار را پهن کردند و نشستند. لقمه نخست را که حضرت علی علیه‌السلام برداشت، یتیمی از یتیمان مسلمانان در مقابل در ایستاد و گفت: «ای خاندان محمد، سلام بر شما. من یتیمی از یتیمان مسلمان هستم. از آنچه می‌خورید، به من نیز بخورانید. خداوند شما را از غذاهای بهشتی بهره‌مند سازد.»

 

حضرت علی علیه‌السلام لقمه را کنار گذاشت و فرمود:

«ای فاطمه، دختر سرور کریمان،

دختر پیامبری هيچ خسيس نيست.

خداوند این یتیم را نزد ما رساند،

هرکس به وی رحم کند، مهربان است.

جایگاهش در بهشت پر از نعمت خواهد بود،

بهشتی که خدا آن را بر فرد لئيم حرام کرده است.

آدم بخيل نكوهيده مى‌ايستد،

و آتش، او را به داخل دوزخ مى‌كشاند.

نوشيدنى او آب چركين و جوشان است.»

 

حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها پذیرفت و فرمود:

«به او طعام می‌دهم و باکی ندارم،

و خداوند را بر خانواده‌ام مقدّم می‌دارم.»

 

آن‌ها شب را گرسنه به صبح گذراندند كه فرزندان من هستند،

که کوچک ترین آنها در جنگ کشته می‌شود.

در کربلا ناجوانمردی کشته خواهد شد؛

بر قاتلان او فلاکت و دون باد.

{ فَأَيُّكُمْ يُؤْمِنُ بِي وَ يُؤَازِرُنِي عَلَى أَمْرِي، فَيَكُونَ أَخِي وَ وَصِيِّي وَ وَزِيرِي وَ خَلِيفَتِي فِي أَهْلِي مِنْ بَعْدِي }

الأمالي (للطوسی) ج ۱،ص ۵۸۱

دغدغه ی جانشینی بعد از پیامبر اکرم دغدغه مهم و به جایی بود چه آنکه خنّاسان و منافقان در کمین نشسته بودند تا خلافت را تصاحب کنند و دین خدا را به تباهی بکشانند.

پیامبر اکرم  صلی الله علیه و اله در طول ۲۳ سال تبلیغ اسلام همواره از ولایت و امامت امیرالمومنین سلام الله علیه سخن به میان آورد آنقدر زیاد سخن گفت تا امری بدیهی شود و کسی شک به دل راه ندهد

در زمان حیات پیامبر عظیم الشان صلی الله علیه واله در جنگها اگر پیامبرصلی الله علیه واله حضور نداشتند همیشه امیر المومنین سلام الله علیه ولی و فرمانده بود و اگر در جنگی هم قرار بودامیرالمومنین سلام الله علیه شرکت نکند و داخل شهر بماند باز مولا علی علیه السلام را را ولی و سرپرست و رهبر شهر قرار می داد.

{ فَكَانَ يُؤَمِّرُهُ عَلَى اَلنَّاسِ وَ لاَ يُؤَمَّرُ عَلَيْهِ أَحَدٌ  }

پیامبر همیشه در همه صحنه ها در طول حیات مبارکشان امیرالمومنین سلام الله علیه را در غیاب خود امیر قرار می داد و کسی را امیر و مقدم بر حضرت علی سلام الله علیه قرار نمی داد.

در جنگ تبوک پیامبر اکرم صلی الله علیه واله بنا بر مصلحتی به جنگ می روند و مدینه نباید خالی بماند از رهبر اینجاست که پیامبر اکرم صلی الله علیه واله امیرالمومنین سلام الله علیه را ولی و سرپرست شهر قرار می دهد

{ أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلاَّ أَنَّهُ لاَ نَبِيَّ بَعْدِي }

پیامبر اکرم  صلی الله علیه واله فرمودند علی جایگاه تو نزد من مثل جایگاه هارون نزد حضرت موسی علیه السلام است .الا اینکه بعد از من پیامبری دیگر مبعوث نمی شود .

اینها نکات دقیقی است باید به ان فکر کرد

ولایت مولای ما مهمترین اصل دین داری ماست

طاعات و عبادات ما همه زیر چتر ولایت امیرالمومنین سلام الله علیه است.

 

اما روز غدیر اتمام حجتی بود بر همگان .

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله در حوادث مختلف جنگهای مختلف و مکان ها و بین گروه های متفاوت امامت امیرالمومنین سلام الله علیه را اعلام کرده بود

اما این بار اتمام حجت و دستور برای امامت امیرالمومنین سلام الله علیه و جانشینی ایشان،محکم، متقن ،صریح

و علنی است از این رو هم زمان انتخابی باید بهترین زمان باشد یعنی مراسم حج که همه مردم از شهرهای مختلف می آیند و هم اینکه پیامبر صلی الله علیه واله اعلام می کنند اخرین حج ایشان است و هم اینکه چندین هزار نفر در مراسم حج شرکت می کنند و این پیام مهم را باگوش و چشم خویش می شنوند ومی بینند .پیامبر اکرم صلی الله علیه واله دلهره داشتند مبادا حرف ایشان را نپذیرند و مخالفت کنند لذا کمی تاخیر می کردند تا فرصت مناسب پیش بیاید

{ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : رَبِّ أُمَّتِي حَدِيثُو عَهْدٍ بِجَاهِلِيَّةٍ }

پیامبر اکرم به جبرئیل می فرمودند این مردم تازه مسلمانند و نزدیک به جاهلیت هستند اما خداوند متعال دیگر تاخیر را اجازه ندادند و این امر مهم باید ابلاغ میشد اگر از ولایت امیرالمومنین سلام الله علیه نگویی رسالت خود را انجام نداده ای ..

آیه ای مهم نازل می شود.

{ يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ }

ﺍﻱ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ  ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ  ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻭﻟﺎﻳﺖ ﻭ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺃﺑﻲ ﻃﺎﻟﺐ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎم ﺑﺮ ﺗﻮ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﺑﻠﺎﻍ ﻛﻦ  ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺠﺎم ﻧﺪﻫﻲ ﭘﻴﺎم ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻧﺮﺳﺎﻧﺪﻩ ﺍﻱ . ﻭ ﺧﺪﺍ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ  ﺁﺳﻴﺐ ﻭ ﮔﺰﻧﺪ  ﻣﺮﺩم ﻧﮕﻪ ﻣﻰ ﺩﺍﺭﺩ ; ﻗﻄﻌﺎً ﺧﺪﺍ ﮔﺮﻭﻩ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﺪ .(٦٧ سوره مائده) 

بعد از مراسم همه مردم راجمع می کنند منتظر میمانند انها که عقب ماندند خود را برسانند و به انها که جلو رفتند دستور بازگشت میدهند . .

همه جمع میشوند و منتظرند چه خبر است ؟ چه امر مهمی است که پیامبر می خواهد بگوید ؟؟

این جمعیت چند هزار نفری که میانشان  کودکان و زنان و پیرمردها هم بودند باید بایستند آن هم درآن گرمای شدید بیابان های مکه ..

صرف اینکه بخواهد بگوید من حضرت علی سلام الله علیه را دوست دارم کافی نیست این همه زحمت این همه معطلی ان هم زیر ان افتاب سوزان ..

امری فوق العاده مهم در کار است

پیامبر اکرم خطبه ای بسیار مهم را ایراد کردند به نام خطبه غدیر که مفاد ان بسیار ارزشمند و حائز اهمیت است

{ أَخَذَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِيَدِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَرَفَعَهَا حَتَّى رُئِيَ بَيَاضُ آبَاطِهِمَا فَقَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَ لَسْتُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ قَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ فَمَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاَهُ }

 الخصال ج ۱، ص ۳۱۱

پیامبر اکرم دستان امیرالمومنین را بالا بردند تا این که سفیدی زیر بغل اشکار شد سپس به مردم‌فرمودند آیا من به شما از خودتان سزاوارتر نیستم همه گفتند بله یا رسول الله آنگاه جمله تاریخی و سرنوشت ساز بشر را ایراد فرمودند

هرکسی من مولا و رهبر او هستم پس علی مولا و رهبر اوست .

خدایا دوست بدار هرکه اورا دوست دارد و دشمنی کن با هرکسی که با او دشمنی می کند یاری کن هرکه اورا یاری کرد ذلیل کن هرکه او را ذلیل کرد خشمگین باش با کسی که دشمن اوست..

امر مهم ابلاغ شد به دنبال آن آیه ای دیگر نازل شد:

{ اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ اَلْإِسْلاٰمَ دِيناً }

امروز دینتان را کامل کردم و نعمت را برشما تمام کردم و راضی شدم که اسلام دین شما باشد.

 

بنابر ایه ی قران کمال دین و تمامی نعمت خدا با ولایت امیرالمومنین است.

وخداوند متعال می فرماید امروز راضی شدم که اسلام دین شما باشد یعنی زمانی که ولایت امیرالمومنین گفته شد وان را پذیرفتید .

تا سه روز جشن و عید برگزار بود وهمه گروه گروه می امدند و به امیرالمومنین سلام الله علیه تبریک می گفتند و بیعت می کردند وبا او با لقب امیرالمومنین سلام می کردند این هم از دستورات مهم آن روز پیامبر عظیم الشان بود.

{ أَمَرَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ رَجُلاً فَرَجُلاً مِنْ أَصْحَابِهِ حَتَّى سَلَّمُوا عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ اَلْمُؤْمِنِينَ }

إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات ج ۳، ص ۶۵

ابتدا پیامبر اکرم از مردم اقرار واعتراف می گیرد که الست اولی بکم من انفسکم یعنی شما قبول دارید که من برشما امیر ومولا هستم همه می گویند بله و تایید می کنند که شما امیری و هر امر شما واجب الاطاعه است حال پیامبر انها را امر میکند که از امیرالمومنین اطاعت کنند و او را امام خویش قرار دهند و معنای مولی را به خوبی بیان می کنند .

دلیل عقلی هم به کمک ما می آید در بحث جانشینی پیامبراکرم ..

چه بسیار معلمانی که برای ساعتی ترک کلاس خود نماینده تعیین می کنند و چه بسیار مدیرانی که بابت چند روز غیبت خود کارهای خود را به نماینده خویش می سپارند و یا اصلا مغازه داری که برای چند دقیقه ترک مغازه ، مغازه و دارایی خویش را به همسایه می سپارد

حالا چگونه می شود خاتم الانبیاء وافضل الناس و عاقل ترین مخلوق خداوند امتی را که سالها برای آن خون دل خورده و هدایتشان کرده همین گونه رها کند و برود .اونیز جانشین خود را به بهترین شکل مقابل دیدگان همه مشخص کرد .