ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها
هدیهای از بهشت
طبق روایات، خلقت حضرت زهرا سلاماللهعلیها همراه با تشریفات و مقدماتی از جانب خداوند متعال بوده است، چرا که قرار است امالائمه و امابیها قدم بر زمینی بگذارد که محور و واسطه میان نبوت و امامت است. از چنین طاهرهای نسلی مطهر از امامان و رهبران بشریت پدید خواهد آمد.
قبل از به دنیا آمدن حضرت زهرا سلاماللهعلیها، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به آسمان عروج کردند و در بهشت، به واسطه جبرئیل، میوههایی (رطب) از بهشت تناول کردند تا خلقت این نور با مقدماتی آغاز شود.
{ لَمَّا عُرِجَ بِي إِلَى اَلسَّمَاءِ أَخَذَ بِيَدِي جَبْرَئِيلُ فَأَدْخَلَنِي اَلْجَنَّةَ فَنَاوَلَنِي مِنْ رُطَبِهَا فَأَكَلْتُهُ }
بدین جهت، وجود مطهر حضرت زهرا سلاماللهعلیها هم حوریه است و هم انسان
{ فَفَاطِمَةُ حَوْرَاءُ إِنْسِيَّةٌ وَ كُلَّمَا اِشْتَقْتُ إِلَى رَائِحَةِ اَلْجَنَّةِ شَمِمْتُ رَائِحَةَ اِبْنَتِي فَاطِمَةَ عَلَيْهَا السَّلاَمُ }
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند:
حضرت فاطمه سلاماللهعلیها حوریهای انسی است (هم جنبهای از بهشت و ملکوت دارد و هم جنبهای انسانی و دنیوی). ایشان فرمودند: “هرگاه مشتاق بوی بهشت میشوم، رائحه دخترم را استشمام میکنم.”
الأمالی (للصدوق) ج ۱، ص ۴۶۰
غربت مادر و دختر
به سبب مکنت مالی و جایگاه والایی که حضرت خدیجه سلاماللهعلیها در میان قریش داشتند و از تُجّار موفق و سرآمد آن روزگار بودند، ازدواجشان با پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله مورد مخالفت قریش قرار گرفت. زنان، ایشان را طعنه میزدند که چرا با شخصیتی ازدواج کردی که صاحب مال و ثروت نیست. کار به جایی میرسد که پس از ازدواج، مردمان بیمعرفت ایشان را ترک کرده و با او رفت و آمد نمیکنند و حتی به ایشان سلام هم نمیکنند و اجازه نمیدهند کسی به دیدار ایشان برود.
{ لَمَّا تَزَوَّجَ بِهَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ هَجَرَتْهَا نِسْوَةُ مَكَّةَ فَكُنَّ لاَ يَدْخُلْنَ عَلَيْهَا وَ لاَ يُسَلِّمْنَ عَلَيْهَا وَ لاَ يَتْرُكْنَ اِمْرَأَةً تَدْخُلُ عَلَيْهَا }
الأمالی (للصدوق) ج ۱، ص ۵۹۳
به همین منوال زمان گذشت تا هنگام زایمان حضرت خدیجه سلاماللهعلیها و ولادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها فرا رسید. حضرت خدیجه در پی زنان قریش فرستاد تا مانند هر زنی که هنگام زایمان نیاز به کمک دارد، او را یاری کنند. اما زنان قریش از کمک امتناع کردند و گفتند: “چون با شخص فقیری ازدواج کردی، ما هم درخواستت را نمیپذیریم.”
اینگونه حضرت خدیجه در آن شرایط سخت و طاقتفرسا، تنهای تنها ماند و غم و اندوه وجودش را فراگرفت.
{ فَوَجَّهَتْ إِلَى نِسَاءِ قُرَيْشٍ وَ بَنِي هَاشِمٍ أَنْ تَعَالَيْنَ لِتَلِينَ مِنِّي مَا تَلِي اَلنِّسَاءُ مِنَ اَلنِّسَاءِ فَأَرْسَلْنَ إِلَيْهَا أَنْتِ عَصَيْتِنَا وَ لَمْ تَقْبَلِي قَوْلَنَا وَ تَزَوَّجْتِ مُحَمَّداً يَتِيمَ أَبِي طَالِبٍ فَقِيراً لاَ مَالَ لَهُ فَلَسْنَا نَجِيءُ وَ لاَ نَلِي مِنْ أَمْرِكِ شَيْئاً فَاغْتَمَّتْ خَدِيجَةُ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ لِذَلِكَ }
الأمالی (للصدوق) ج ۱، ص ۵۹۳
بارش رحمت و عنایت خداوند
خواستند زمین بخورد، خواستند زجر بکشد و تنها بماند، اما غافل بودند که “ید الله فوق ایدیهم”.
موقع وضع حمل فرا رسید و حضرت خدیجه سلاماللهعلیها تنها و بیکس ماند، اما خدا را داشت. در آن لحظه، چهار خانم پاک و مطهر از جانب خداوند نزد او آمدند و گفتند: “غمگین مباش ای خدیجه، ما از جانب خداوند آمدهایم. ما آسیه، ساره، مریم و کلثوم هستیم و برای یاری تو آمدهایم.”
یکی از این زنان مطهر بالای سر یکی در مقابل دیگری سمت چپ و دیگری سمت راست نشستند .
پس حضرت زهرا سلام الله علیها طاهر و مطهر از مادری مطهر به دست زنانی پاک و مطهر پا به این عالم گذاشتند..
{ فَبَيْنَا هِيَ كَذَلِكَ إِذْ دَخَلَ عَلَيْهَا أَرْبَعُ نِسْوَةٍ سُمْرٍ طِوَالٍ كَأَنَّهُنَّ مِنْ نِسَاءِ بَنِي هَاشِمٍ فَفَزِعَتْ مِنْهُنَّ لَمَّا رَأَتْهُنَّ فَقَالَتْ إِحْدَاهُنَّ لاَ تَحْزَنِي يَا خَدِيجَةُ فَأَرْسَلَنَا رَبُّكِ إِلَيْكِ وَ نَحْنُ أَخَوَاتُكِ أَنَا سَارَةُ وَ هَذِهِ آسِيَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ وَ هِيَ رَفِيقَتُكِ فِي اَلْجَنَّةِ وَ هَذِهِ مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ هَذِهِ كُلْثُومُ أُخْتُ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ بَعَثَنَا اَللَّهُ إِلَيْكِ لِنَلِيَ مِنْكِ مَا تَلِي اَلنِّسَاءُ فَجَلَسَتْ وَاحِدَةٌ عَنْ يَمِينِهَا وَ أُخْرَى عَنْ يَسَارِهَا وَ اَلثَّالِثَةُ بَيْنَ يَدَيْهَا وَ اَلرَّابِعَةُ مِنْ خَلْفِهَا فَوَضَعَتْ فَاطِمَةَ طَاهِرَةً مُطَهَّرَةً }
الأمالی (للصدوق) ج ۱، ص ۵۹۳