کرامت زن از دیدگاه ائمه علیهم السلام
چه لحظات پراندوه و جانسوزی است، آنجا که دختران خود را با دست خویش در قبر زنده به گور میکردند. به راستی تنزّل اخلاقی و پستی تا چه حد؟
گزارشات تاریخ و روایات، گواه این فاجعهی اسفناک از عرب جاهلی است؛
آنجا که پدری میشنود فرزند متولد شدهاش دختر است، غمگین میشود، رنگ رخسارش سرخ میشود و عصبانی میگردد و در فکر خلاصی از دست اوست.
در چنین فضایی، چه موهبتی است هدیهی خدا به پیامبرش: «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ»…
در دل جهالت و گمراهی، نوری متولد میشود و پیامبر اکرم صلّىاللّهعلیهوآله معنای دوست داشتن و احترام به همسر و دختر را به نمایش میگذارد.
اوج مهربانی و اوج عاطفه را برای رحمت الهی خویش، یعنی حضرت زهرا سلاماللّهعلیها خرج میکند و به نامردمان آن دیار میفهماند که قدر و جایگاه زن نزد خدا چگونه است.
یکی از اسامی این دختر را «مبارکه» میگذارد تا بفهماند که دختر مایهی خیر و برکت است.
وقتی حضرت فاطمه سلاماللّهعلیها پیش پدر میآید، پیامبر اکرم صلّىاللّهعلیهوآله قیام میکند، به استقبال او میرود و دستان دخترشان را میبوسد.
{ كَانَتْ إِذَا دَخَلَتْ عَلَيْهِ رَحَّبَ بِهَا وَ قَامَ إِلَيْهَا فَأَخَذَ بِيَدِهَا وَ قَبَّلَ يَدَهَا وَ أَجْلَسَهَا فِي مَجْلِسِهِ }
بشارة المصطفى لشیعة المرتضى ج ۱، ص ۲۵۳
بارها چنان تعابیری برای ایشان به کار میبرند که لسان و قلم از توصیف آن عاجز است:
«فاطمه ثمره فوادی»؛ فاطمه میوه دل من است.
«فاطمه قره عینی»؛ نور چشم من است.
{ أَنْتِ بَضْعَةٌ مِنِّي وَ رُوحِيَ اَلَّتِي بَيْنَ جَنْبَيَّ }
فاطمه، پاره تن من و روح میان دو پهلوی من است.
بحار الانوارج ۲۸، ص ۷۶.
لسان مبارک حضرت امیر سلاماللهعلیه در این باره دُرّافشانی میکند:
«زن مانند گل ریحان است. کارهای سخت و دشوار و طاقتفرسا به دوش او نگذارید و با او در همه حال مدارا کنید.»
{ فَإِنَّ اَلْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ فَدَارِهَا عَلَى كُلِّ حَالٍ }
لا يحضره الفقيه ج ۳، ص ۵۵۶
چه زیبا مکتب و چه زیبا آیینی امامان ما به یادگار گذاشتند.
آنجا که میفرمایند:
مردی که به بازار برود و برای همسر و فرزندانش هدیهای بخرد، مثل آن است که صدقه به نیازمندان میدهد و ثواب آن را کسب میکند.
در مکتب اهلبیت سلاماللهعلیهم است که اگر قرار باشد پدری به فرزندان خود هدیهای بدهد، اول از دختر شروع کند و ابتدا به او بدهد، سپس به پسر خود.
به راستی تا چه اندازه این بزرگواران دقت داشتند و برای دختر احترام قائل بودند…
کسی که دختر خویش را خوشحال کند، مثل کسی است که بندهای از نسل حضرت اسماعیل را آزاد کرده است.
{ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : مَنْ دَخَلَ إِلَى اَلسُّوقِ فَاشْتَرَى تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِيَالِهِ كَانَ كَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِيجَ وَ لْيَبْدَأْ بِالْإِنَاثِ قَبْلَ اَلذُّكُورِ فَإِنَّهُ مَنْ فَرَّحَ اِبْنَتَهُ فَكَأَنَّمَا عتق[أَعْتَقَ]رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ عَلَيْهِ السَّلاَم … }
روضة الواعظین ج ۲، ص ۴۲۹
وقتی مردی به همسر، مادر و دختر خویش محبت میکند، بداند که پا جای پای انبیاء گذاشته است.
{ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : مِنْ أَخْلاَقِ اَلْأَنْبِيَاءِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ حُبُّ اَلنِّسَاءِ }
از اخلاق انبیاء علیهمالسلام محبت کردن به زنان است (منظور زنانی است که محرم انسان باشند).
روضة الواعظین، ج ۲، ص ۳۷۵.